تبليغاتX
واحه

واحه

خود یابی

بعد از دو سال رمز ورود به وبلاگم را یافتم. خودم باور نمی کنم!
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم دی 1387ساعت 10:34  توسط واحه نشین  | 

همين مردم

وقتي تاريخ را ،آنهم نه تاريخ قرن گذشته بلكه روزهاي ۲۵ يا ۲۶ سال پيش را مرور كني ،ميبيني آنچه حماسه در تاريخ نام گرفت حاصل مقاومت و جان باختگي مردم معمولي بوده،خرمشهر را جوانهايي به سن و سال من و تو كه در كوچه ها براي يكديگر جوك مي گفتند،عاشق بودند،موهايشان را مد روز كوتاه مي كردند ،لباس هاي رنگي مي پوشيدند و رمان هاي رومن رولان مي خواندند،باز پس گرفتند.همين ها البته عضو بسيج محله شان نبودند براي اينكه معاف از رزم شوند يا سفر مجاني به جمكران بروند .

البته اين مطلب را ۲ روز پيش خواستم بنويسم اما بلاگفا مشكل داشت،اما وقتي گزارش سفر رييس جمهور به استان اصفهان را از راديو مي شنيدم ،دلم براي همين مردم ،آدم هاي معمولي دور و برم سوخت.

جان مردم امانتي ست در حيطه مسووليت حاكمان ،بازيچه اي يا گوهري عزيز ؟!/

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم خرداد 1386ساعت 19:2  توسط واحه نشین  | 

شوق

امروز را روي تقويم روميزي ات نگاه كن .چيزي بيش از يك برگه يا حتي روزي در حال معنا دارد.هرچقدر هم كه نقد منصفانه و غير منصفانه در ذهنت جولان بدهد ،اين روز مثل سيالي حسي عاشقانه بر روحت گذر مي كند.

۲ خرداد گرامي باد./

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم خرداد 1386ساعت 19:20  توسط واحه نشین  | 

لبه سكو

يادت هست وقتي از يك مسير سخت گذر كرده اي و لحظه اي ست كه مي تواني بر فراز از لبه بلندي ها با كايت بپري،طعم آن شيريني موفقيت و استرس  پريدن را مزمزه كن!

يا وقتي تمام روز بلند تابستاني روزه بوده اي و حالا لحظه افطار داري يك حس خاص را تجربه ميكني!

من در حسي بر لبه سكو غوطه ورم ،در امتحان ارشد قبول شده ام و حالا انگار مي فهمم ديگر آن جوان ۲۰ و چند ساله بي پروا نيستم .خوشحالم و البته مضطرب!/

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم خرداد 1386ساعت 18:51  توسط واحه نشین  | 

مردم

وقتي به مردم نگاه ميكني ،در خيابان در صف اتوبوس ،در آمد و شد روزمره شان براي كار ،هنگام جر و بحث و دعواي تاكسي ها و ... از يك طرف از مردم خسته و عصباني مي شوي و با خود قضاوت مي كني كه حق شان است آنهمه بدبختي و زشتي با وجود بهره مندي از اينهمه منابع بي نظير موجود و از سوي ديگر مي انديشي به حكمراناني كه در دوره زمامداري و كشورداري شان بجاي توسعه و رشد و پرورش نسلهايي سالم ،متخلق و فعال كم و بيش مشغول كينه ورزي و هيجان طلبي و تاخت و تاز بوده اند.چه كسي مقصر است؟مردم يا حاكميت؟مگر حاكميت بخشي از توده اجتماع نيست؟و مگر تعاملات اجتماعي محصول سياست ورزي و منش زمامداران نيست؟ اين چرخه معيوب چه ترفند برون رفتي مي تواند داشته باشد؟/

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386ساعت 23:5  توسط واحه نشین  | 

از لحظه هاي آبي

"سبوي حافظه سرشار

باز ريزش بارانكي ست روشن بار.

درين بلاغت سبز

حضور روشن ايجاز قطره بر لب برگ

و بال هاي نسيم از نثار باران تر.

سبوي خاطره لبريز مي رسم از راه

به هر چه مي بينم

در امتداد جوي و درخت

دوباره ساغري از واژه

مي دهم سرشار."(شفيعي كدكني)/

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 1:30  توسط واحه نشین  | 

شورا

۹ اردیبهشت روز شوراها گرامی باد./
+ نوشته شده در  شنبه هشتم اردیبهشت 1386ساعت 21:22  توسط واحه نشین  | 

غم

این آخر شب ،آنقدر دلتنگم که دلم می خواهد حلقه های دود اطرافم را بگیرد.مثل شب های ستاد،مثل آنوقت هایی که با خستگی خودکشی می کنی و برای گپ زذن و شاید نوعی فرار ناخودآگاه دوباره ۱۲ شب می روی ستاد .برای دیدن آنها که که مثل خودت گریزانند و دلتنگ،اما روزمرگی هنوز مغلوبشان نکرده!

دلتان برای یک انتخابات که کاندیدای تایید شده داشته باشید تنگ نشده؟؟/

+ نوشته شده در  شنبه هشتم اردیبهشت 1386ساعت 2:29  توسط واحه نشین  | 

زمان

این روزها زیاد در گذشته پرسه می زنم.روزهایی پر از رهایی ُپر از دلتنگی پرُ از احساس تنهایی و گاه پر از سرمستی.

روان شناسان رشد ،تحول و رسش را فرایندی غیر قابل بازگشت می دانند مگر اینکه مغز آسیب جدی ببیند.تصور کن خاطره عشق،رنگ نگاه کسی که تنها نگهت آن رنگ را دیده است در مرکز مغز آسیب ببیند،آیا اگر دوباره او را ببینی از نو عاشق نمی شوی.دلم برای آنکه آنقدر بزرگوار بود که فقط خودش می داند چقدر رنج بر جان من و او گذر کرد تنگ شده.چه کسی کوتاهی کرد بجز سرنوشت؟

+ نوشته شده در  شنبه هشتم اردیبهشت 1386ساعت 2:23  توسط واحه نشین  | 

کیفیت

به هوای ابری امروز بهاری نگاه می کردم، بذر های سبکبار درخت زبان گنجشک فراوان و رقصان پرگشوده بودند.این هزاران هزار بذر زبان گنجشک درختی نخواهند شد اما دستگاه هستی با امیدواری حیرت انگیز در حرکت و چرخش است.به هرگوشه طبیعت که بنگری همین است هزار تخم کوچک ماهی مگر چند ماهی ۲ ساله خواهند شد؟اما چرخش آفرینش پرشور در حرکت است.

حس کردم جریانی لطیف از شوق زندگی بر جانم گذر کرد وقتی همه درختان زبان گنجشک دنیا با این اشتیاق بذرافشانی می کنند تا مگر بذری بروید،جایی برای نومیدی انسان باقیست؟

کیفیت درصد بازدهی مهم تر تر از مطلق درصد بازدهی ست.آنچه ما را نا امید و فرسوده حال می سازد آن والدانگی کما ل گرای عیبجوی درونمان است.

درنگ کنید ،لحظه ای از غوطه وری در هوا و دمی و بازدمی به هزاران سال از کف رفته می ارزد.مگرنه؟!/

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386ساعت 2:15  توسط واحه نشین  |